1

درباره ما

ارتباط با ما

همکاری با ما

1

 (عناوین آخرین یادداشتها)

فرم مجوز قرار گیری مقالات ویژه مدیران سایتها و وبلاگها

سه شنبه 29 مرداد 1387

نیازهای اساسی مردان و زنان و تفاوتها

 

نیازهای اساسی مردان و زنان و تفاوتها

منبع : سایت آفتاب

۱) مردان خواهان موفقیت بوده، زنان نیاز به تعلق پذیری دارند.
۲) زنان روحیه لطیف و حساس تری داشته و نیاز دارند احساسات خود را بزبان بیاورند، در پاسخ مردان میخواهند راه گشا و منجی باشند.
۳) مردان به شغلشان به دید جزئی از وجودشان مینگرند، زنان به خانواده خود چنین نگرشی دارند.
۴) مردان بیشتر هدف گرا بوده، اما زنان بیشتر گرایش به برآورده شدن نیازهای فعلی زندگی خود دارند.
۵) تصمیم گیری مردان بیشتر بر پایه اندیشه بوده، اما زنان بیشتر احساسی و با درک مستقیم تصمیم میگیرند.
۶)مردان جسم گرا و زنان رابطه گرا میباشند.
● نیازهای مردان:
۱) یک شریک جنسی خوب.
۲) یک همدم اهل تفریح.
۳) یک همسر جذاب.
۴) یک منزل دنج و آرام.
۵) تحسین، احترام، اعتبار، همکاری، پذیرش.
۶) یک همسر حمایت کننده و مشوق.
۷)یک همسر وفادار.
▪ شکست = هراس مردان.
▪ آینه مرد = شغل +همسر (در واقع میزان عزت نفس و احترامی که مرد برای خود قائل است به میزان احترام و ارزشی است که همسر آن مرد برای وی قائل میباشد)
● نیازهای زنان:
۱)عطوفت و مهر ورزی.
۲) گفتگو و درد دلهای صمیمانه. ارتباط تعاملی و همدلانه.
۳) صداقت و صراحت.
۴) حمایت مالی.
۵) همسری که خانواده اولویت زندگی وی باشد.
۶) همسری دلسوز، محافظت کننده، پشتیبان.
۷) امنیت، اعتماد بنفس و تائید.
۸) یک همسر وفادار و متعهد.
۹) جدی گرفتن مشکلات کوچک آنها.
۱۰) توجه و رغبت نشان دادن به احساسات، عقاید، پیشنهادات و کارهای روزمره آنها.
۱۱) احساس اینکه آنها یک شریک عشق ورزی میباشند و نه تنها یک ابزاری جنسی.
۱۲) قدردانی از زحمات آنها.
۱۳) همسری که در حضور دیگران به آنها احترام گذاشته و به وجودشان ببالد.
۱۴) بخشی از زندگی شوهر خود بودن: همسری که اهداف و مسائل شغلی خود را با آنها در میان می گذارد.
۱۵) نزدیکی: در آغوش گرفتن آنها.
۱۶) پذیرش آنها همانگونه که هستند. به آنها اجازه دهیم تا کامل نباشند و زیبایی ظاهری، شخصیت و موفقیتهای آنها را تصدیق کنیم.
۱۷) همسری که پدر خوبی برای فرزندان آنها باشد.
۱۸) یک هدیه کوچک و یا یک یادداشت عاشقانه از سوی همسران خود.
۱۹) یک مرد با اعتماد بنفس.
۲۰) یک مرد قدرتمند (از لحاظ جسمی، مالی و یا شخصیتی) اما در عین حال مهربان.
● نکته آخر:
زنان با برقراری رابطه جنسی میخواهند به عشق برسند. اما مردان با عشق ورزی میخواهند به رابطه جنسی برسند.


جمعه 28 تیر 1387

مشکلات زوج هایی که قبل از ازدواج رابطه ی جنسی داشته اند

 

مشکلات زوج هایی که قبل از ازدواج رابطه ی جنسی داشته اند

منبع وبلاگ amir64

زوج هایی که قبل از ازدواج رابطه ی جنسی داشته اند، در زندگی زناشویی خود دچار مشکل خواهند شد.

این جمله از زبان یک کارشناس ازدواج و رئیس موسسه ی پویایی شناسی خانواده خطاب به شنوندگان کثیری از افراد متاهل می باشد. از طریق کارهای موسسه ی پویاشناسی

خانواده روی هزاران زوج، متوجه شده ایم که نتایج احساسی روابط جنسی پیش از ازدواج، در اکثر موارد، روی بیشتر جنبه های زندگی زناشویی افراد تاثیر منفی می گذارد.

بیش از نیمی از افرادی که امروزه ازدواج می کنند، سابقه ی روابط جنسی خود را وارد زندگی زناشویی خود می کنند. و به نظر من فقط با صحبت کردن درمورد این مشکلات کاری از پیش برده نمی شود، و مشکلات این ازدواج ها حل نخواهد شد. پس با این مشکلات چه باید کرد؟ دراینجا توصیه هایی برای شما زوج های عزیز آورده ایم، که به زوج های بسیاری کمک کرده است. این مقاله را با ما دنبال کنید، شاید با کمک گرفتن از این راهنمایی ها، مشکلات شما نیز برطرف شود.

۱. اعتراف کنید

اعتراف کردن نه تنها برای روح، بلکه برای ازدواجتان هم خوب است. اگر همسرتان نداند که شما قبل از ازدواج با او، با کس دیگری نیز رابطه ی جنسی داشته اید، مطمئن باشید که دوست دارد بداند. او همچنین باید بداند که آیا همین مسئله دلیل کشمکش های موجود در روابط جنسی خودش با شماست، یا خیر. اگر شما خواهان صمیمیتی واقعی با او هستید، پس باید همه چیز دررابطه با خودتان را با او در میان بگذارید .همسرتان احتمالاً با شنیدن این مسئله خیلی ناراحت و رنجیده خاطر خواهد شد. من نگفتم کار ساده ای است و او راحت با آن کنار خواهد آمد. مطمئناً مشکلات و درگیری هایی بینتان ایجاد خواهد شد. اما اگر بخواهید مشکلات مربوط به صمیمیت در روابط جنسی خود را برطرف کنید، باید اسرار مربوط به گذشته تان را با همسرتان در میان بگذارید. البته منظورم این نیست که همه ی جزئیات مربوط به گذشته ی خود را پیش او بریزید، فقط گفتن مسائل اصلی کفایت می کند. فقط به اندازه ای که خودش میخواهد بداند، با او در میان بگذارید. با اینکار به او نشان خواهید داد که هیچ چیز را از او مخفی نکرده اید. زندگی زناشویی که در هیچ رازی در آن وجود نداشته باشد، می تواند از پسِ همه ی موانع و مشکلات برآید. پس اولین قدم برای غلبه بر گذشته ی جنسیتان، این است که همسرتان را از آن مطلع کنید. البته باید از همسرتان هم همین توقع را داشته باشید، چون این مسئله کاملاً دوطرفه است.

۲. تفاوت ایجاد کنید

گاهی افراد درحالی ازدواج می کنند که در گذشته با افراد دیگری رابطه ی جنسی داشته اند. حتی اگر بدانید که همسر شما نیز مثل خودتان در گذشته چنین عملی را مرتکب شده است، باز هم مقابله با این احساس گناه و خیانت بسیار دشوار است. دلیل اینکه با شنیدن این مسئله ناراحت و رنجیده خاطر می شویم، به خاطر حسی است که خداوند در همه ی ما قرار داده اینکه می خواهیم طرف مورد نظر تمام و کمال متعلق به ما باشد. همه ی ما می خواهیم که خصوصی ترین لخظات زندگی همسرمان با ما گذشته باشد و تجربیاتی را با ما بگذراند که از هر لحاظ متفاوت باشد و به هیچ وجه شبیه به تجربیاتی که با دیگران گذرانده نباشد. زمانی که متوجه می شویم فرد دیگری عمیق ترین و پنهان ترین قسمت وجودی همسرمان را تجربه کرده است، احساس میکنیم به ما خیانت شده است. احساس می کنیم کسی چیزی را که فقط متعلق به ما بوده از ما دزدیده است. و به هیچ وجه دوست نداریم همسرمان را با کسی شریک شویم، حتی اگر جریان به سالها قبل برگردد. بنابراین، باید این حق امتیاز را به همسرمان هم بدهیم. باید سعی کنیم لحظاتی را با او بگذرانیم که هیچ کس دیگری قبلاً با او تجربه نکرده است.

۳. به این بیندیشید که چرا بین این همه نفر، همسرتان را برای ازدواج انتخاب کرده اید و چه چیز باعث می شود که ازدواج شما خاص و منحصر به فرد باشد. به دنبل چیزهایی باشید که برای اولین بار برای هر دوی شما اتفاق می افتد که تابحال هیچکدام از شما آن تجربه را با فرد دیگری نگذرانده اید .به رابطه ی بین زندگی جنسی و سلامت احساسی خود دقت بیشتری داشته باشید زندگی جنسی شما نشانگر سلامت کلی شما در رابطه تان است. اگر با تصور رابطه جنسی با همسرتان احساس آرامش و راحتی می کنید، به این معناست که رابطه تان در وضعیت خوبی قرار دارد. اما اگر در این رابطه تفکراتی منفی داشته باشید، به استثنای مشکلات جسمی دوره ای، در اکثر موارد به این معناست که شما و همسرتان از نظر احساسی بسیار از هم فاصله دارید .زمانی که رابطه ی شما در وضعیت خوبی قرار داشته باشد، ایجاد رابطه ی جنسی نتیجه ی آن خواهد بود. هر دوی شما احساس امنیت و آرامش خواهید کرد و این رابطه جنسی باعث بهبود وضعیت سلامتی روحی و احساسی شما خواهد شد. حتماً در همه ی موارد اهمیت سلامت جنسی و احساسی خود و همسرتان را در نظر بگیرید و مطابق با آن رفتار کنید .با اینکه این موارد نمی تواند بهبودی آنی در روابط شما ایجاد کند، اما به عقیده ی من سریعترین راه حل هاست. زوج های زیادی از این راهکارها استفاده کرده و موفق بوده اند. مطمئن هستم برای شما نیز اثر بخش خواهد بود. پس امتحان کنید.


پنجشنبه 27 تیر 1387

چـرا مـردها به عشـق اهمیـت کمتـری می‌دهنـد؟

 

چـرا مـردها به عشـق اهمیـت کمتـری می‌دهنـد؟

«می‌دونم دوستم داره» اما همیشه این احساس را دارم که رابطه ما، برای من مهمتره تا برای او. هر وقت که از سرکار به خانه بر می‌گردم برای دیدنش لحظه‌شماری می‌کنم اما وقتی اون به خونه می‌رسه به نظر نمی‌یاد که اونقدرها هم هیجان‌زده باشه، نمی‌تونم بفهمم چرا؟
«همیشه کارهای خاصی برای نامزدم انجام می‌دم. به مناسبت‌های ویژه براش کارت پستال می‌فرستم، برای بعضی مناسبت‌های به خصوص از قبل برنامه‌ریزی می‌کنم و... اگه اون هم به همین اندازه که من دوستش دارم، دوستم داره چرا این کارها را اون برای من انجام نمی‌ده!» بسیاری از زنان با این جملات ارتباط برقرار می‌کنند چرا که خیلی از زن‌ها با مردهایی زندگی می‌‌کنند که اهمیت کمتری به رابطه و ازدواجشان می‌دهند. این واقعیت ندارد که مردها اهمیت کمتری برای عشق و روابط قائل هستند، بلکه حقیقت این است، رازهایی در این باره وجود دارد که ما زن‌ها می‌بایست آنها را درک کنیم. مردها هویت خود را بیشتر از ناحیه شغل و موفقیت‌هایشان تعریف می‌کنند در حالی که زن‌ها هویتشان را صرفا براساس روابط خود بیان می‌کنند.

موفقیت، مهم‌ترین مسئله برای مردان
برای مردها موفقیت از هر مورد دیگری مهمتر است چرا که بقای جسمانی و فیزیکی خانواده را تضمین می‌کند. زن‌ها نیز بقای خود را در گرو حفظ روابط احساسی و نیز بچه‌های خود می‌بینند، بنابراین چنانچه شما نیز به مانند همسرتان تمام وقت کار می‌کنید ممکن است چشم‌انداز شما از تعادل بین شغل و عشق، خیلی با ذهنیت همسرتان از تعادل میان این دو، منطبق نباشد.
در تحقیقاتی که در سال 1978 توسط «ویجن دردوبیلی» انجام شد این‌گونه نشان می‌دهد که 75 درصد مردانی که با آنها مصاحبه شده بود، گفته بودند، مهمترین مورد در زندگیشان، شغلشان است. در حالی که 75 درصد از دختران و زنان گفته بودند، مهمترین جنبه از زندگیشان، خانواده آنهاست.
ما زن‌ها این تفاوت در اولویت‌های مردانه و زنانه را به مثابه مدرک و سندی دال بر این که مردها ما را زیاد دوست ندارند، می‌گیریم. این موضوع واقعیت ندارد حقیقتی که در این رابطه وجود دارد این است که: چنانچه مردی نسبت به شغل و توانایی‌های حرفه‌ای خود احساس خوبی نداشته باشد به سختی می‌‌تواند توجه خود را به روابط عشقی و احساسی‌اش معطوف کند.
چنانچه مرد زندگیتان در رابطه با شغلش مایوس و سرخورده است یا نگران پروژه‌ای باشد یا زیرفشار اقتصادی و یا احساس کند در یکی از مراحل موفقیتش درمانده و فضایی برای رشد در اختیار ندارد از لحاظ احساسی و عاطفی، تمام و کمال در دسترس شما نخواهد بود. بخش عمده‌ای از توجه و انرژی‌ ذهنی او مدام در گرو نگرانی‌ها و درگیری‌های شغلی‌اش خواهد بود و ممکن است آگاه و یا ناخودآگاه این روش را ادامه بدهد.
برای او مشکل خواهد بود، کاملا احساس آرامش و راحتی کند، بی‌آنکه در زندگی‌اش احساس موفقیت داشته باشد. موضوع این نیست که دوستتان ندارد و یا به شما عشق نمی‌ورزد و یا این‌که به شما احتیاج ندارد حتی موضوع این نیست که شغلش را بیش از شما دوست دارد. مطلب تنها این است که شغلش تاثیر درگیرانه‌تری بر احساس رشد شخصی و اعتماد به نفس او دارد تا رابطه‌اش با شما.
درک این موضوع و پذیرش آن برای ما زن‌ها اندکی مشکل است. ارزشیابی ما با ارزشیابی‌های مردها متفاوت هستند. برای ما زن‌ها صرفنظر از این که تا چه حد در شغل خود موفق هستیم مادامی که زندگی احساسی ارضاکننده‌ای نداشته باشیم، احساس خوبی نسبت به خودمان نخواهیم داشت. برای یک زن صمیمیت با یک مرد، آرامش و راحتی است. این احساس آرامش در پایان روز مانند آن است که هدیه‌ای دریافت کرده‌ایم و به هیچ‌وجه به معنای مزاحمت و یا تداخل نخواهد بود. به همین خاطر است که ما از مردها توقع داریم تا نگرانی‌ها و ناراحتی‌های شغلی‌شان را به مجرد آنکه ما را می‌بینند دور بیندازند. این صرفا برای ما زن‌ها مطلوب است و لزوما به این معنا نیست که برای مردها نیز خوشایند باشد. متاسفانه این عادت مردان که هویتشان را با شغل و موفقیت‌هایشان تعریف می‌کنند و اعتماد به نفس و خودباوریشان را صرفا به دستیابی هدف‌هایشان معطوف می‌کنند، باعث شده است که تا همین اواخر به آمار بیماری‌هایی نظیر فشار خون بالا، حملات قلبی و اعتیاد به موادمخدر تمامی اینها نشانگر اضطراب و نگرانی فکری بیشتر مردان است و همین طور عدم قابلیت و توانایی مردها در راحتی و استراحت کردن است.

روزهای ویژه را فراموش نکنید

چند روز عزیز در زندگی زنان وجود دارد که هرگز نباید آنها را فراموش کنید و در آن روزهای ویژه مطمئن شوید چیزی که کمی گرانبهاتر است به او می‌دهید. هر مردی که هر یک از روزهای ویژه را فراموش کند احساسات و عواطف زن خود را از بین می‌برد. روزهای ویژه از این قرار است:
روز تولد او
همیشه برای او چیزی را که خودش دوست دارد بخرید یا چیزی را که خواسته است. مردی همیشه در روز تولد همسرش یک کارت تشکرآمیز برای پدرو مادر او می‌فرستاد او همیشه در آن کارت می‌نوشت که بابت داشتن همسرش چقدر از آنان سپاسگزار است. حال او مردی متفکر است، در ضمن، پدر و مادر همسرش بر این باورند که او بزرگ‌ترین شوهر روی زمین است و امکان ندارد کار نادرستی بکند.
روز سالگرد ازدواج
فرستادن کارت، ضروری است. به همراه آن نامه‌ای بنویسید و به او بگویید برای شما چه معنا و اهمیتی دارد و بدین ترتیب عشق خود را ثابت کنید. در این روز، مناسب است که وسایل راحتی او را فراهم آورید و حتی نگهداری از بچه‌ها را هم بر عهده بگیرید.
عید نوروز
این زمانی است که همه فروشگاه‌ها پر از هدیه‌های گوناگون و فروشنده‌ها می‌توانند در انتخاب هدیه به شما کمک کنند. این بهانه که نمی‌دانید چه بخرید، اصل پذیرفتنی نیست.
روز مادر
در این روز دو هدیه باید تهیه کنید: اولی برای مادر خودتان است. اگر این کار را به همسرتان محول کرده‌اید لطفا این وظیفه را پس بگیرید و مسئولیت کامل را خودتان عهده‌دار شوید.
 دومین هدیه، هدیه‌ای است برای همسرتان یعنی مادر بچه‌های شما. برای زنی که بچه‌دار می‌شود لذت بزرگی است که شوهرش به او هدیه بدهد. وقتی که بچه نوپا با هدیه خودش به سوی او می‌رود سپس شما هدیه خودتان را می‌دهید، کمتر زنی پیدا می‌شود که اشک در چشمانش حلقه نزند.
چه لذتی از داشتن شوهری قدردان می‌برد و شوهر هم ثابت می‌کند که زنش چه مادر عالی و استثنایی است و یا با دادن هدیه‌ای جدید ثابت می‌کند که فرزندانش از داشتن مادری مانند او خوشبخت هستند.


چهارشنبه 19 تیر 1387

حجاب و حفظ نشاط جنسى

 

حجاب و حفظ نشاط جنسى

   نویسنده: ابراهیم - فیاض

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

1. غریزه جنسى، قوى‏ترین غریزه انسانى است که زندگى انسانى را از نظر کمى و کیفى مورد تاثیر و تاثر قرار مى‏دهد. این غریزه در کنار غریزه گرسنگى، بسترساز فرهنگ‏هاى انسانى در طول تاریخ شده و دین با ورود در این بستر، معنا بخش فرهنگ انسانى مى‏شود; به همین دلیل در تاریخ ادیان کمتر دینى است که درباره مسئله جنسى سخن نگفته باشد.
 
2. غریزه جنسى در یک چارچوب، مورد توجه ادیان قرار مى‏گیرد و در چارچوب جهان‏بینى آن دین، جایگاه مسئله جنسى را با توجه به انسان‏شناسى خود، و جهان‏شناسى و اخلاقیات مبتنى بر آن، تشریح و تفسیر مى‏کند که اغلب دائر مدار آن، انسان واسطه‏اى و متعالى دینى، مثل پیامبران و یا بنیان‏گزاران دین مثل بودا قرار مى‏گیرد.
 
3. در غرب مسیحى قرون وسطى که انسان کامل مسیحى محور معرفت‏شناسى، جهان‏شناسى، انسان‏شناسى و سپس جامعه‏شناسى واقع شده بود، درباره مسئله جنسى، چه از بعد انسان‏شناسى و چه جامعه‏شناسى، به همان میزان قضاوت مى‏شد و چون انسان‏هاى کامل مسیحى، حضرت مسیح و حضرت مریم و حضرت یحیى (ع)، هر سه ازدواج نکرده، در مسیحیت دورى از عمل جنسى، یک شرط براى انسان کامل شمرده شد و کم کم ترک عمل جنسى به ترک کلى عمل جسمى کشانده مى‏شود و در دوران قرون وسطى، انسان‏هایى اعم از زن و مرد، دور از شهرها در نقاط دور افتاده جنگل‏ها و کوه‏ها و بیابان زندگى مى‏کردند که به دور از لذت‏هاى جسمى یک زندگى کاملا مجردانه داشتند. پس حجاب در همین جهت قلمداد مى‏شد; یعنى دورى از لذت‏هاى جسمانى بطور کامل.
 
4. با شروع رنسانس، تفسیرى دیگر از انسان کامل ارائه شد که بر فرهنگ جنسى غرب به شدت اثر گذاشت; این تفسیر آن بود که چون خدا در جسم انسان (عیسى) تجلى یافته است، پس جسم انسان تقدس مى‏یابد، به همین دلیل سعى در زیباشناسى جسم انسان است و با یک نوع آناتومى جسم انسان و بدست آوردن رگ، پى، ماهیچه، استخوان و... به ترسیم جسم‏هاى زیبا پرداخته شود که این مهم به وسیله «لئوناردو داوینچى‏» و «میکل آنژ» و «رافائل‏» ، بر روى دیواره‏هاى کلیساهاى روم و فلورانس انجام مى‏شود. به طورى که جسم‏هاى برهنه و بسیار موزون و هماهنگ بر روى دیوارها ترسیم و یا در مجسمه‏ها تجسم مى‏یابند. شرمگاه اناث حذف و ذکور بسیار کوچک ترسیم مى‏شود تا گفته شود خود جسم مطمح نظر است، نه مسائل جنسى آن، ولى با همین ترسیم انسان برهنه، اولین قدم برهنگى در غرب، توسط نوعى تفسیر از انسان کامل رخ مى‏دهد.
 
5. دو تفسیر حجابى و برهنگى از انسان کامل در غرب، با همان حالت تضادگونه در غرب ادامه یافت تا تفسیر یهودى دین مسیحیت در قالب پروتستانیزیم اتفاق افتاد و بر تفسیر برهنگى انسان کامل بصورت شدیدتر تاکید شده است و کفه به طرف برهنگى در جامعه غربى سنگینى کرد تا آنکه بر برهنگى انسان به شدت تاکید شد و این زمانى بود که انقلاب صنعتى رخ داد و ماشین به صحنه زندگى انسان‏ها آمد.
 
6. این تاکید از سوى فروید صورت گرفت که بر فرهنگ یهودى در باب جنسیت تاکید مى‏کرد و نمونه‏هاى آن در نامه‏هاى خصوصى او مشاهده مى‏شود. فرهنگ یهودى یکى از جنسى‏ترین فرهنگ‏هاى دینى است که بر رابطه‏هاى جنسى محارم مثل دختر و پدر، و پسر، و مادر، و برادر و خواهر با دیده اغماض نگریسته است و آنها را بى‏اشکال دانسته است. فروید با فرهنگ یهودى بر فرهنگ جنسى مسیحیت هجوم برد و سعى کرد که بر برهنگى جنسى، چه از نظر بدنى و چه از نظر روحى تاکید کند و ریشه تمامى عقده‏هاى انسانى را در حجاب (به معناى عام) خلاصه کند که مانع عمل جنسى، بطور برهنه، در طول زندگى انسانى مى‏شود.
 
7. انقلاب صنعتى در غرب و مهاجرت جغرافیایى انسان‏ها از مکان‏هاى کوچک به مکان‏هاى بزرگ و تماس‏هاى دو جنس در سطوح مختلف‏کارى، هنجارشکنى جنسى را افزایش داد. حال اگر این را به برهنگى اجبارى زنان، به علت کار با دستگاه‏هاى خطرناک و کشانده شدن زنان به درون دستگاه، توسط لباس‏هاى زنانه اضافه کنیم، به خوبى برهنگى زنان در محیط کار ترسیم مى‏کند. تاثیر صنعت تا جایى رسید که همسران، چه زن و چه مرد، به روابط جنسى فراتر از ازدواج روى آوردند و این روابط جنسى خارج از عرف و قانون موجب شد که برهنگى زنان در قالب فحشا و فاحشه‏هاى برهنه افزایش یابد (رابطه صنعت و برهنگى در دائره‏المعارف غرب مثل بریتانیکا آمده است).
 
8. ورود ماشین به زندگى عمومى انسان‏ها در غرب، برهنگى را افزایش داد، چرا که ماشین‏ها انسان‏ها را از خانه و خانواده جدا مى‏کرد و حتى ماشین به عنوان جایگزین خانه مطرح شد و خانه‏هاى متحرک در ماشین ترسیم شدند. پس ماشین رقیب خانه و انسان‏هاى ماشین دار رقیب خانواده شدند. پس روابط جنسى غیر معمول و غیر عادى رواج یافت و روابط جنسى غیر معمول، برهنگى را بیشتر رواج داد; مثل نقاشى‏هاى برهنه جنسى و تشویق براى برهنگى (فیلم تایتانیک و شکسپیر عاشق به خوبى این مسئله را نشان مى‏دهد).
 
9. ماشین و محیط کار صنعتى و نظریه مبتنى بر فرهنگ یهودى جنسى فروید، سه عاملى بودند که انقلاب جنسى در غرب را به وجود آوردند. و غرب را از دوران ملکه ویکتوریا به دوران برهنگى وارد کرد و بر همین اساس، گروه‏هایى به وجود آمدند که سخت‏بر برهنگى جمعى تاکید کرده و برهنگى را نیز معیار گروهى قرار دادند، این گروه‏ها هیپى‏ها، پانک‏ها، رپ‏ها و... بودند و سبب رواج برهنگى شدیدتر شدند که امروزه به Nake یا برهنه‏هاى مادرزاد مشهور شده‏اند.
 
10. بنابراین، در غرب اگر حجاب مطرح شده است، یعنى دورى شدید از عمل جنسى و غریزه جنسى (چه زن و مرد) و اگر برهنگى مطرح شده است، یعنى آزادى عمل جنسى و رفتن در آن. پس حجاب در غرب، نقطه مقابل انسان و غریزه قرار گرفته است، بطورى که اگر کسى حجاب داشته باشد، علیه انسانیت‏خود قدم برداشته است و بى‏حجابى، یعنى برگشت و بازگشت‏به خویشتن خویش.
 
11. ولى این برهنگى به‏جاى بازگشت‏به خویشتن انسانى، موجب شد که انسان‏ها از خودشان بیشتر دورتر شوند، اول آنکه برهنگى وسیله‏اى شد که بدن انسانى طعمه مطامع اقتصادى شود. بدن فروشى، به صورت فحشا و به صورت مانکن تبلیغاتى کالا و به صورت بازیگران فوتبال و ورزش‏هاى دیگر و به صورت هنرمندان سینمایى و تلویزیونى و... معمول شد; یعنى به جاى کرامت انسانى، ذلت و رذالت انسانى نصیب او گردید.
 
12. انسان‏هاى معمولى‏اى که برهنه شدند نیز به عنوان محل مصرف مد و «ابزارهاى اقتصادگردان سرمایه دارى‏» در مصرف تعیین شدند و از لباس زیر تا لباس رو، همه تابع مد روز واقع شدند (لباس گشاد یا لباس تنگ و یا ترکیبى از آن دو و..). ; در نتیجه مد به عنوان تنوع‏طلبى مطرح شد، ولى در واقع سبب غفلت‏زایى مداوم از خود و هم‏نوع خود و جهان اطراف گردید; بنابراین برهنگى عمومى، از خودبیگانگى عمومى را براى انسان غربى به ارمغان آورد.
 
13. برهنگى در غرب، بى‏رغبتى جنسى را براى غربى به ارمغان آورد، چرا که برهنگى سبب تحریک اولیه انسان به طرف عمل جنسى در سنین اولیه بلوغ مى‏شود، ولى در نهایت‏به سرد مزاجى جنسى تبدیل مى‏شود، چرا که اسراف جنسى در دوران بلوغ، به بى‏رغبتى جنسى در سنین بالاتر منتهى مى‏شود، مگر آنکه کالاهاى رغبت افزاى جنسى به میدان بیاید، مثل الکل و یا قرص‏هاى نشاط آور جنسى که باز در دراز مدت سبب بى‏رغبتى جنسى بیشتر خواهد بود و چون غریزه جنسى که نشاط آور زندگى است، به رکود کشانده شود، بنیاد خانواده رو به سستى مى‏رود و فحشا جاى آن را پر مى‏کند و افسردگى فردى بر افراد حاکم مى‏شود که به عنوان طاعون عصر غرب مطرح شده است; پس برهنگى بر افسردگى جنسى غرب، و رکود روحى و روانى افراد افزوده است.
 
14. حجاب در اسلام براى حفظ نشاط جنسى است، چون حجاب تخیل جنسى را تحریک مى‏کند و سبب مى‏شود که مسئله جنسى معنادار شود و دچار بى‏معنایى نگردد (مثل برهنگى) و چون اسلام بر طبیعت جنسى سخت تاکید دارد و انسان کامل خود را نه فقط در معنویت انسان کامل، بلکه در مسائل دنیوى و جنسى او مى‏داند (چون نکاح و عمل جنسى از سنت انسان کامل در اسلام مى‏باشد و هر کس از این سنت روى بر مى‏گرداند، از او نیست). پس انسان کامل در اسلام الگوى جامع و کامل انسان در دنیا و آخرت و از جمله مسئله جنسى است که باید مورد تقلید قرار گیرد.
پس حجاب یک فرهنگ جنسى است که سبب گرم واقع شدن غریزه جنسى در سطح یک جامعه و هدایت ارضاى آن در قالب خانواده مى‏شود به همین دلیل امروزه شرق به علت محور قرار دادن ارضاى جنسى و حجاب، جنسى‏تر از غرب قرار داده شده است و تاریخ شرق و غرب نیز مؤید مسئله است و شاید به همین دلیل است که عرفان شرقى در هند و عالم اسلام به زبان جنسى بیان مى‏شود; مثل شعر حافظ و ابن عربى که فص محمدیه را فص نکاحیه و جنسى نامیده است; به همین دلیل است که معنویت از جنسیت جدا نیست و حجاب علاوه بر حفظ کرامت انسانى، سبب رشد انگیزه جنسى در جامعه و نیز رشد نشاط جامعه اسلامى مى‏شود، بدون آنکه به سستى و لهو و لعب دچار شود.

 


>>

ادامــــه لیســت مقـــالات درج شـــده قبلـــی

آرشیو مقالات قبلی

مرداد 1387
ش ی