ازدواج و آموزش مسائل جنسی و روابط زناشوئی

ازدواج و آموزش مسائل جنسی و روابط زناشوئی

آموزش رابطه جنسی و بررسی مسائل زناشوئی و ازدواج
ازدواج و آموزش مسائل جنسی و روابط زناشوئی

ازدواج و آموزش مسائل جنسی و روابط زناشوئی

آموزش رابطه جنسی و بررسی مسائل زناشوئی و ازدواج

ازدواج و مخالفت خانواده


ازدواج و مخالفت خانواده

ازدواج با وجود مخالفت خانواده

ازدواج کردن با کسی که نزد اعضای خانواده و  اقوامتان منفور است کار بسیار سخت و دردناکی است. چنانچه دارای ضرورت و مصلحت قابل توجهی نباشد صلاح در این است که از آن چشم پوشی کنید. اما اگر پای مصلحتهایی در میان است که گذر از آن عاقلانه نیست با رعایت نکته های زیاد و تحمل سختی های بسیار اقدام کنید.
اگر دلیلتان برای ازدواج با کسی که در خانواده شما منفور است یا به هر دلیلی مورد مخالفت است،فقط احساسی است که نسبت به او دارید، این دلیل کافی و مناسب نیست. اگر این احساس از بین برود چیزی جز پشیمانی باقی نمی ماند. این نوع احساسها نیز طبیعتا به همان شکل روزهای اول باقی نخواهند ماند و با شناخت بیشتر و روزمرگی و کشمکشها، کمرنگ خواهند شد. آنگاه شما هم به همانجایی می رسید که اعضای خانواده تان قبل از شما رسیده بودند.
اما اگر دلایل خوبی دارید که ایمان دارید مصلحت شما در این ازدواج است و مخالفتهای والدینتان منطقی نیست، سعی کنید با حوصله و منطق آنها را راضی کنید. هر چند این کار زمان ببرد. آدم قوی همیشه برای حل مشکلاتش تلاش می کند گفتگو می کند زود مایوس و تسلیم نمی شود.
اگر دلیلتان برای ازدواج با کسی که در خانواده شما منفور است یا به هر دلیلی مورد مخالفت است،فقط احساسی است که نسبت به او دارید، این دلیل کافی و مناسب نیست. اگر این احساس از بین برود چیزی جز پشیمانی باقی نمی ماند
 هیجان زده نشوید تهدید و دعوا نکنید تهدید و دعوا بزرگتر ها را بیشتر نگران می کند. نگرانی آنها مشکلات شما را مضاعف می کند. به آنها اطمینان بدهید که درکشان می کنید اطمینان بدهید که رفتاری عاقلانه خواهید داشت. حرفهای درست را آنقدر تکرار کنید تا مورد قبول واقع شوند. روی یک سنگ اگر قطره قطره آب ریخته شود سوراخ خواهد شد. حرفهای منطقی با دلهای سخت همین کار را می کند. منطقی صحبت کنید با سرکشی و لجبازی بزرگترها را برای مخالفت با خودتان تحریک نکنید.
معمولا اولین روزهایی که این موضوع مطرح شده و والدینتان به شدت موضع گیری کرده و هیجان زده اند، وقت خوبی برای صحبت کردن و قانع کردن نیست. اگر هیجان و مخالفت والدینتان شدید است باید به آنها  زمان بدهید.
یکی از افراد مقبول خانواده یا اقوام را انتخاب کنید و با او دوستانه و خصوصی صحبت کنید. سعی کنید احساس و دلایلتان را کاملا به او بفهمانید و او را با خودتان همراه کنید و از او بخواهید به شما کمک کند. کمک های غیر مستقیم یک شخص سوم خیلی سودمند است. او می تواند بدون حمایت مستقیم، با مقدمه چینی و تعریف از نامزد شما به رفع ابهامات علیه وی کمک کند. بدون کمک این شخص سوم کار برای شما مشکل خواهد بود.
برای راضی کردن والدینتان سعی کنید ملاحظه حساسیت های آنها را بکنید. مثلا اگر روی مسائل سنتی حساسند این موضوع را برای نامزدتان خوب توضیح دهید تا با یک رفتار یا پوشش غیر منتظره آنها را بیشتر هیجان زده نکند. حداقل کاری که در اولین قدم باید انجام دهید این است که ظاهر و رفتارتان را مطابق میل والدینتان هماهنگ کنید. از فرصت های مختلف برای جلب توجه و رضایت بزرگترها استفاده کنید. عاقل باشید و برای رسیدن به یک مصلحت بزرگتر حوصله کنید و بهای آن را بپردازید.  اگر به خاطر لجبازی و غرورتان برای جلب رضایت بزرگترها تلاش نکنید خودتان را به زحمت ها و رنجهای بیهوده ای گرفتار می کنید که حاصل آن جز عقده های روانی چیزی نیست.
اگر چه عشق، جبران کننده ی بسیاری از رنجها و کمبودها خواهد بود اما اگر سختیهای یک رابطه بیش از حد طاقت طرفین بشود، شک و تردیدها و وسوسه ها کم کم جایگزین عشق خواهد شد
اگر نامزدتان با شما همکاری نکند کار برای شما سخت می شود و اگر سختیها بیش از حد طاقتتان بشود از ازدواجتان پشیمان خواهید شد. در این صورت بهتر است از خیر این ازدواج بگذرید. اگر چه عشق، جبران کننده ی بسیاری از رنجها و کمبودها خواهد بود اما اگر سختیهای یک رابطه بیش از حد طاقت طرفین بشود، شک و تردیدها و وسوسه ها کم کم جایگزین عشق خواهد شد.
اما در بعضی شرایط خاص من جمله در صورتی که طرفین از سن ازدواجشان گذشته و زیاد منتظر رضایت دیگران مانده اند، دیگر رضایت بزرگترها آنقدرها اهمیت نخواهد داشت.
امید و نرگس نزدیک به هشت سال است که می خواهند با هم ازدواج کنند اما والدینشان رضایت نمی دهند. این دو سالهاست که صبر کردند تا والدین خود را راضی کنند اما آنها به همین وضعیت راضی شده و عادت کردند. کسی دیگر به فکر وضعیت ناراحت کننده این دو جوان نیست بعد از هشت سال انتظار فقط به این نتیجه رسیدند که بی جهت اینهمه سال از زندگیشان را فدای لجبازی بزرگتر ها کرده اند. یک پسر سی و هفت و یک دختر سی و چهار ساله دیگر برای ازدواجشان مانند جوانهای کم سن و سال نیازمند حمایت والدین نیستند اگر چه ازدواج علی رغم میل بزرگترها تلخ و دارای مشکلات زیادی است اما در چنین شرایطی چاره ای از ازدواج بدون رضاین بزرگتر ها نیست. در چنین شرایطی بهتر است با رعایت همه ی مسائل اخلاقی و آداب و رسوم پسندیده ،این دو جوان با هم وصلت کنند بدون آنکه نگران رضایت یا عدم رضایت والدین خود باشند
منبع: سایت تبیان

تشخیص وابسته بودن خواستگار به خانواده


تشخیص وابسته بودن خواستگار به خانواده

تشخیص وابستگی خواستگار به خانواده

تشخیص وابسته بودن خواستگار، تشخیص پسر وابسته به خانواده
یکی از مسائلی که در زمان خواستگاری و نامزدی باید مورد توجه شما قرار بگیرد بررسی این سوال است که طرف مقابلتان تا چه حدی به خانواده اش به خصوص مادرش وابسته است؟ برای اینکه به این سوال پاسخ بدهید لازم است حساب چند مقوله را که ممکن است با وابستگی مشتبه بشوند از هم جدا کنید:

1. دلبسته یا وابسته؟

قبل از هر چیز باید به تفاوتی که بین دلبستگی به خانواده از جمله مادر و وابستگی به آنها وجود دارد توجه کنید. همه ی آدم ها، حتی خود شما نسبت به پدر و مادر و خانواده تان احساس دلبستگی دارید. اما تفاوتی که بین دلبستگی و وابستگی وجود دارد این است که برای مثال شما می توانید هم به پدر و مادرتان دلبسته باشید و هم کیلومترها دورتر از آنها به صورت مستقل خودتان را اداره کنید. اما اگر به آنها وابسته باشید،دور از آنها خیلی دوام نمی آورید، بدون آنها احساس تهی بودن می کنید و احساس می کنید که به تنهایی نمی توانید از پس مشکلات بربیایید. فرق مهم دیگری که بین دلبستگی و وابستگی وجود دارد این است که عزت نفس دلبسته ها طبیعی است ولی وابسته ها برای اینکه احساس ارزشمندی بکنند به تأییدهای خانواده شان نیاز دارند. ممکن است خواستگار و یا نامزد شما جزء کسانی باشد که به مادرش دلبسته است اما به او وابسته نیست.

2. احترام یا وابستگی؟

ممکن است در طی آمد و رفت های خواستگاری و نامزدی متوجه نکاتی در رفتار طرف مقابل تان بشوید مثلاً ببینید که برای صحبت کردن در جمع مدام می گوید « با اجازه مادرم» و یا در دوران نامزدی متوجه بشوید که او از ایستادن در روی مادرش و جواب دادن به بعضی خواسته های نامعقول او اجتناب می کند. این رفتارها لزوماً به معنای وابستگی او نیستند و می توانند به دلیل احترام باشند. نکته ای که باید مد نظر داشته باشید این است که مردهایی که به خانواده شان احترام می گذارند در عین حال مستقل هستند واگر از سوی خانواده شان مخالفتی ببینند به هم نمی ریزند. ولی مردهای وابسته توانایی تفکر مستقل و تصمیم گیری را ندارند و چون از این می ترسند که حمایت خانواده شان را از دست بدهند و به اصطلاح رها بشوند، بدون اجازه آنها حتی آب هم نمی خورند.

خواستگار وابسته را چگونه بشناسیم؟

 فرق مهمی که بین دلبستگی و وابستگی وجود دارد این است که عزت نفس دلبسته ها طبیعی است ولی وابسته ها برای اینکه احساس ارزشمندی بکنند به تأییدهای خانواده شان نیاز دارند.
با وجود ویژگی هایی که درباره مردهای وابسته گفتیم، اما واقعیت این است که تشخیص دادن وابستگی در یک فرد در طی چند جلسه خواستگاری و یا یکی دو ماه نامزدی به این سادگی ها ممکن نیست و در بسیاری از موارد دخترهاییکه به تنهایی سعی می کنند این ویژگی را در طرف مقابلشان پیدا کنند موفقیت زیادی به دست نمی آورند. به همین دلیل، توصیه اکید این است که قبل از عقد و حتی نامزدی به مشاور ازدواج مراجعه کنید. مشاورین ازدواج با مهارتها و آزمون هایشان تا حد زیادی می توانند در شناسایی ویژگی های مشکل ساز طرف مقابل موثر باشند.

با خواستگار وابسته ازدواج کنیم؟

هیچ مشاور و روانشناسی این تصمیم را برای شما نخواهد گرفت که با فلان کس ازدواج بکنید یا نکنید. تصمیم گیرنده نهایی خود شما هستید. ولی اگر به مشاور مراجعه کردید و او بر اساس یافته هایش به شما به عنوان یک فرد مستقل گفت که خواستگارتان آدمی وابسته است و یا تحقیق کردید و فهمیدید که او به مادرش خیلی وابسته است، قبل از اینکه تصمیم آخر را بگیرید به چند نکته توجه کنید:
1. واقع بین باشید. مردهایی که به مادرشان وابسته اند سه جورند:
مردهایی که مادرشان مسئول تصمیم گیری برای زندگی آنها است. 
 مردهایی که مادرشان مسئول تأمین عاطفی آنها است. 
 مردهایی که مادرشان مسئول حل اختلافات آنها با همسرشان است. 
ببینید آیا می توانید واقعاً با یکی از این مردها برای یک عمر زیر یک سقف زندگی کنید؟
2. پیامدهای زندگی با یک شوهر وابسته را بسنجید. یکی از نتیجه های ازدواج با مرد وابسته به مادر این است که شما همیشه در مقام دوم یعنی بعد از مادر شوهرتان قرار خواهد داشت. آیا تحمل این شرایط برای شما ممکن است؟ یک پیامد مهم دیگر وابستگی شوهر به مادرش این است که پای دخالت ها را به زندگی شما باز می کند.  آیا شما از عهده ی مدیریت این دخالت ها بر می آیید؟ و سوال آخر اینکه تا کجا می توانید محدود شدن روابط اجتماعی که ناشی از چسبندگی شوهرتان به مادرش است را تحمل کنید؟
3. تغییر دادن را فراموش کنید. شما در طی دو سه دهه ای که از عمرتان می گذرد چند درصد توانسته اید خودتان را تغییر بدهید؟ به احتمال زیاد در مواردی موفق شده اید اما قدر مسلم صد در صد تغییر نکرده اید. پس با این وصف، چرا فکر می کنید می توانید بعد از ازدواج شوهرتان را تغییر بدهید؟ ممکن است بگویید در اطرافتان زنانی را دیده اید که سالها است دارند با شوهری وابسته زندگی می کنند و با مراجعه به مشاور و روانشناس توانسته اند شوهرشان را تغییر بدهند، اگر آنها توانسته اند چرا من نتوانم؟ در پاسخ به این سوال به دو نکته توجه کنید: اول اینکه زندگی های زناشویی مثل انسان ها منحصربفردند، یعنی هر زندگی ای ویژگی های خاص خودش را داردو نکته دوم هم اینکه شرایط فعلی شما و آن خانم متفاوت است، شما هنوز مجرد محسوب می شوید ولی آن خانم، یک همسر و حتی شایدیک مادر باشد که اولاً قبل از ازدواج از وابستگی شوهرش خبر نداشته و دوماً به هم زدن زندگی متأهلی بسیار پیچیده تر از به هم زدن یک خواستگاری و یا نامزدی است.
منبع: تبیان