
در مقوله ریشه های فردی، ویژگی های شخصیتی متهم اهمیت ویژه ای دارد. البته باید این نکته را مدنظر قرار دهیم که با وجود ضداجتماع دانستن این افراد از سوی برخی صاحب نظران، باز هم متون علمی هیچ نشانگان خاصی را برای اختلال پدوفیلیا (میل جنسی به کودکان) بیان نداشته اند. به عبارت دیگر، از رفتارهای ظاهری و معمول یک شخص مبتلا، نمی توان اختلال ذکر شده را در او تشخیص داد. همان طور که متهم این پرونده، مغازه داشته و مشغول کسب و کار بوده و فردی متوجه این اختلال تا قبل از فاجعه درباره او نشده است. با این حال برخی رفتارها هستند که با دقت در عملکرد فرد مبتلا، می توان به عنوان نشانه های وجود اختلال در نظر گرفت.
الف) رفتارهایی از قبیل میل زیاد به در آغوش کشیدن و بوسیدن کودکانی که فرزند آن ها محسوب نمی شوند یا حتی نسبت خویشاوندی با آن ها ندارند یا خرید هدایای گران قیمت برای این دسته کودکان در حالی که شاید توقع چندانی برای انجام این رفتار از او نمی رود.
ب) داشتن سابقه مصرف مواد مخدر یا مشروبات الکلی. اثبات شده است که مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی، نقش مؤثری در پدید آمدن این رخدادها دارد. در تمام کسانی که مرتکب این گونه جنایت ها شده اند، یک عامل مشترک وجود داشته و آن هم مصرف مواد یا مشروبات الکلی پیش از انجام جنایت بوده است. دلیل این موضوع، آن است که در نتیجه استفاده مواد مخدر یا توهم زا و مشروبات الکلی، قدرت منطق و تصمیم گیری عقلانی انسان کاهش پیدا می کند و فرد رو به رفتارهای تکانه ای، بدون هیچ پشتوانه عقلانی می آورد. همان طور که در مصاحبه زالوی کثیف هم خواندید، او هم قبل از دست زدن به این جنایت از مواد مخدر استفاده کرده است.
قابل ذکر است این ها تنها احتمال ابتلا به این اختلال را در مردان بالا می برد اما احتیاط، شرط عقل است و اگر خانواده ها در محل زندگی یا حتی فامیل، احساس می کنند چنین مردانی وجود دارند باید با دقت بیشتری از فرزندشان محافظت کنند.
براساس صحبت های مجرم حادثه اخیر و دیگر افرادی که در جرایم مشابه دست داشته اند، در تمامی این افراد ساختار خانواده کاملا شکننده بوده و حداقل یکی از اعضای خانواده دارای مشکلات جسمانی یا روانی بوده است. به عبارت دیگر، این افراد در خانواده خود، شرایط نابه سامانی را تجربه می کنند که بعدها در نگرش های رفتار جنسی آن ها اختلال ایجاد می کند. همچنین ممکن است برخی افرادی که به این اختلال مبتلا هستند، در دوران کودکی خود نیز مورد تجاوز قرار گرفته باشند و رفتارهای فعلی آن ها در واقع نوعی انتقام گیری از آن شرایط است. در بعد زندگی زناشویی، این افراد به ظاهر دارای خانواده و حتی فرزند هستند و شاید از بیرون مشکل و انحرافی در رفتار جنسی آن ها مشاهده نشود اما می توان گفت، تشکیل خانواده در این افراد با اجبار دیگران است یا به دلیل شرایطی غیرطبیعی تن به ازدواج می دهند اما در واقعیت امر، به دلیل این که گرایش های جنسی این افراد عادی نیست، با وجود رفتار عادی در خانواده، همچنان تحت فشار تکانه های ناشی از اختلال شان هستند. بنابراین تشکیل خانواده و حتی داشتن فرزند، نمی تواند در این افراد بازدارنده ای جدی برای جلوگیری از رفتارهای مجرمانه شان باشد. متهم این پرونده هم ادعا کرده که هر دو ازدواجش، از سر لجبازی و ناآگاهانه بوده است.
فارغ از این ماجرای تلخ و به طور کلی سپردن کودکان به افراد بالغی که به آن ها اعتماد نابه جا داریم، نظارت نداشتن بر زمان بازی کودکان در کوچه و خیابان به خصوص در ساعاتی که رفت و آمد افراد بسیار کم است، فرستادن کودکان به مغازه یا نانوایی برای خرید و استفاده از پوشاک و لباس های کودکانه ای که موجب جلب توجه این افراد می شود و در آن ها انگیزه تجاوز را ایجاد می کند، از جمله این موارد است. از سوی دیگر، برخی افراد با نشانگان اختلالات خطرناک روانی به راحتی ازدواج می کنند، فرزنددار می شوند، کار می یابند یا مجوز کار دریافت می کنند و در صورت فراهم شدن شرایط، رفتارهای خطرساز و آسیب رسان خود را انجام می دهند. این، حاصل نبود یک سیستم ارزیابی و غربالگری حرفه ای در کشور است که موجب می شود افراد دارای نشانگان این گونه اختلالات، بدون نظارت و درمان لازم در اجتماع حضور داشته باشند و مشکلاتی از این دست ایجاد کنند. پس در این شرایط، منطق حکم می کند رفتار پیشگیرانه داشته باشیم و به آموزش حریم شخصی به کودکان خود اهتمام بورزیم و نحوه مواجهه با افراد غریبه ای را که اصرار دارند آن ها را به خانه یا مکان دیگری بکشانند، بیاموزیم. به امید روزی که با ارائه آگاهی و پیشگیری مناسب، دیگر شاهد چنین رخدادهای تلخی نباشیم.
*کارشناس ارشد مشاوره خانواده / سلامت نیوز

همسر وفادار چه نشانه هایی دارد
چیزی که پیوند زناشویی بیشتر از هر چیزی به آن نیاز دارد، تعهد کامل نسبت به همدیگر است. یعنی شما نباید نگران باشید که مبادا همسرتان رفتاری خارج از تعهدی که به شما دارد داشته باشد یا او هم نباید نگران این باشد که ممکن است شما کاری بکنید که بر خلاف تعهدتان باشد. وفاداری در رابطهی زناشویی فراتر از صرفا ارتباط برقرار نکردن با زن یا مردی دیگر است. وفاداری واقعی یعنی اینکه با همسرتان کاملا یکی و متحد شوید.
هر گونه رفتاری که فراتر از یک تعامل ساده بین شما و فرد دیگری از جنس مقابلتان باشد، مصداق بیوفایی و خیانت است. شما میدانید که صرفا بیضرر بودن این نوع ارتباط و تعامل با جنس مخالف، توجیه کنندهی رفتار شما نیست.
وفادار بودن نسبت به همسرتان یعنی اینکه بتوانید نیازهای او را تامین کنید. البته زمانهایی وجود دارد که ممکن است نتوانید رابطهی جنسی صد در صد موفقی داشته باشید و این کاملا طبیعی است، اما نباید اجازه بدهید این زمانها، زیاد بشوند. وفاداری در زندگی مشترک یعنی تقویت پیوندتان با نزدیکی و صمیمیتی که خاص رابطهی شما دو نفر باشد.
به عنوان یک دوست وفادار حتما اجازه نمیدهید کسی در مورد دوستتان بد حرف بزند و شما هم پشت سر او حرف ناخوشایندی نمیزنید. در زندگی زناشویی هم باید در مورد همسرتان و پشت سر او، از هر گونه کلام منفی خودداری کنید. وفاداری یعنی اینکه تحت هر شرایطی پشت سر همسرتان خوب حرف بزنید. اگر مشکلی دارید که باید آن را مطرح کنید، فقط با همسرتان و در خلوت خودتان این کار را بکنید.
شما زندگی مشترکی با همسرتان دارید، بنابراین او تنها کسی است که باید روح مشترک با او پیدا کنید. اگر نیاز به شانههایی برای گریه کردن دارید، بگذارید همسرتان تکیه گاه شما باشد. درست است که شما بیرون از خانه هم یک سیستم حمایتی از دوستان دارید، اما نباید رازهایتان را فقط با همسرتان در میان بگذارید.
وفادار بودن نسبت به همسر یعنی رازدار او بودن. شما باید بدانید رازهای همسرتان مانند رازهای خود شما هستند و نباید این مسائل را با کس دیگری مطرح کنید.
شما نباید نیاز به این پیدا کنید که ایمیلها، پیامها و ... را از همسرتان مخفی کنید. وفادار بودن یعنی در غیاب همسرتان هرگز چیزی به کسی نگویید یا کاری نکنید که اگر او ببیند آزرده و ناراحت میشود.
اگر با کسی از جنس مخالف ملاقات دو نفرهای داشته باشید که احتمال عمیقتر شدن رابطه وجود دارد، یعنی بیوفایی به همسرتان. وفاداری یعنی اجتناب از هر رابطهای که میتواند رابطهی شما و همسرتان را تحت الشعاع قرار بدهد.
زندگی شما پُر از افراد مهم و دوست داشتنی است، اما هیچ کس را نباید به همسرتان ترجیح بدهید. فرقی نمیکند پدر و مادرتان باشند یا فرزندتان و یا رئیستان، همسر شما باید مقدم بر همه باشد. وفاداری با تمام وجود یعنی همسرتان الویت صد در صد شما باشد.
منبع : زندگی ایده آل










