ازدواج و آموزش مسائل جنسی و روابط زناشوئی

ازدواج و آموزش مسائل جنسی و روابط زناشوئی

آموزش رابطه جنسی و بررسی مسائل زناشوئی و ازدواج
ازدواج و آموزش مسائل جنسی و روابط زناشوئی

ازدواج و آموزش مسائل جنسی و روابط زناشوئی

آموزش رابطه جنسی و بررسی مسائل زناشوئی و ازدواج

عواقب تنبلی جنسی مردان


عواقب تنبلی جنسی مردان

تاثیر بی میلی جنسی مردان بر رفتار زنان

تبلی جنسی یا بی میلی جنسی مردان در خیانت زنان تاثیر مستقیم دارد
در سالهای اخیر طی تجربیات فراوان دریافته‌ام که زنان بیش از مردان طالب روابط جنسی‌اند؛ فقط تفاوت آن‌ها با مردان در این است که آنان به‌زودی تحریک نمی‌شوند و یا با شنیدن یا مشاهده اتفاقات جنسی به مانند مردان، آمادگی جنسی نمی‌یابند ولی میل و رغبت در آنان بیش از مردان است.

گرچه این ادعا سالیان سال وجود داشته و برخی قبول داشتند و بعضی نیز آن را رد می‌کردند ولی من خود شخصاً به چنین واقعیتی در طول مشاوره‌های خود دست یافته‌ام.

باید توجه داشت که همین میل و رغبت زیاد، مشکلات فراوانی را نیز به همراه داشته است. زیرا در طول سالیان اخیر بسیاری از مراجعینم بویژه زنانی که به همسر خود بی‌وفایی یا خیانت کرده بودند، اظهار می‌داشتند:

علت خیانت ما به شوهرانمان این بوده که آن‌ها قدرت پاسخگویی به نیازهای جنسی ما را نداشتند و یا در رابطه جنسی تنبل شده‌اند.

به‌طور معمول مردان میانسال نسبت به مردان جوان، دیرتر به مرحله ارگاسم می‌رسند و این اندازه‌گیری نه بر اساس هفته‌ها و روزها، بلکه بر مبنای قدرت مردان از حیث دقیقه و ساعت قابل قیاس است.

این نکته را باید بدانیم که هیچ مردی نمی‌تواند موضوع عدم تمایل جنسی خویش را در ورای سنین میانسالی مخفی نماید و ادعا کند که چون سن و سالی از وی گذشته، قادر به رساندن زنش به مرحله ارگاسم واقعی نیست.
 


پس مشکل کجاست؟


متأسفانه برخی از مردان در ایجاد رابطه جنسی با همسرانشان دچار خطاها و اشتباهاتی می‌شوند که بسیار خطرناک است.

شاید اگر زن در شبی از شوهرش تمنای جنسی داشته باشد ولی در این شرایط مرد بگوید: «امشب خیلی خسته‌ام»، در واقع خود او تبر کوبنده و کشنده را بر فرق تنومند زندگی زناشویی خود کوبیده است!

به نوشته درس زندگی، آنچه در این قضیه، مهم جلوه می‌کند این است که مرد با همه قدرت و توانی که دارد با به زبان آوردن چنین جملاتی اقتدار خویش را از دست می‌دهد و در برابر زنش مجسمه‌ای توخالی جلوه می‌کند.

این دسته از مردان غالباً در محل کار، پارک، سینما، خیابان، اتوبوس و … با دیدن زنان دیگر، چنان اشتهای جنسی سرسام‌آوری می‌یابند که آدمی باورش نمی‌شود؛ ولی با رسیدن به خانه، سرد می‌شوند و ادعایی عجیب و ناهمگون دارند.



تنبلی جنسی و دلایل و لطمات آن


اگر واقعیت را پذیرا باشیم این مشکل پیش از آنکه دلیل فیزیکی داشته باشد، دلیل روانی دارد. مرد یا آن تصوراتی را که از همسر خود دارد، نمی‌تواند کسب کند، و یا اینکه شرایط زن برای رابطه جنسی او جذابیت و گیرایی لازم را ندارد و باعث تحریک جنسی شوهر نمی‌شود.

در طول تاریخ همیشه مرد به دنبال زن بوده و با اشتهای زیادی او را طلبیده است. احساس تمایل و نیاز جنسی در مرد تا حدودی شخصیت و توانایی او را نشان می‌دهد.

پس چگونه است که مرد با درک این حقیقت بصراحت در برابر زنش اعتراف می‌کند که تمایل به رابطه جنسی ندارد؟ آیا به نظر شما این به نوعی از دست دادن قدرت و اقتدار مرد نیست؟ اگر هست چرا مرد از نظر روحی خود را تا بدین حد ضعیف نشان می‌دهد؟

برای حفظ بنیان خانواده، مردان در هر شرایط سنی که باشند، وظیفه دارند نیاز جنسی همسرشان را برآورده سازند و اگر لازم است با همراهی یک مشاور خانواده مشکل خود را حل کنند وگرنه در پی این ناتوانی جنسی‌، زمینه بروز خیانت زن و یا شکلگیری سایر مشکلات زناشویی فراهم شده است

گسترش ارتباطات اجتماعی میان زنان و مردان، تداخل جنسیت زن و مرد در محیط کاری و بیرون باعث گردیده است که دید زنان درباره مسائل جنسی بیشتر و بازتر شود.

کسب آگاهی از مجلات، فیلم‌ها و شیوه‌های نوین ارتباط جنسی باعث گردیده که زنان امروزی نسبت به زنان دیروز، واقع‌گرایانه‌تر و فانتزی تر عمل کنند تا سنتگرا و مغلوب. از این‌رو اگر بگوییم امروزه توازن عملیات جنسی در میان مردان و زنان نیز دچار گوناگونی و تحول شده است، چیزی به اغراق نگفته‌ایم.

دیگر زن امروزی، همان زن چندین دهه قبل نیست که تابع خواسته و تمنای جنسی مرد باشد، بلکه او اکنون خود طراح و ترسیم کننده حالات روابط جنسی است. بنابراین زن امروزی از نظر جنسی زنی سیری‌ناپذیر به شمار می‌رود و با توجه به چنین حقیقتی زنان استادانه عمل می‌کنند.

وضعیت مردان در چنین شرایطی بسی حساستر و بحرانی‌تر است. اگر زن از حیث مسائل جنسی محجوب و وفادار به شوهرش نباشد، هیچ‌گاه سیری نیافته و آشکارا از ارضای تمایلات جنسی خویش بحث خواهد کرد.

باید اعتراف کرد که مردان نیز از چنین زنانی واهمه دارند؛ زیرا هرگاه مردی احساس کند انگیزه و میل جنسی همسرش از او بیشتر است، به قدر یقین خویشتن را فاقد قدرت و مردانگی دانسته و همیشه پایه‌های زندگی‌اش را متزلزل احساس می‌کند.

چنین ترسی باعث می‌گردد که مرد در تدارک فانتزی‌هایی باشد که رابطه جنسی را برای زنش جذابتر سازد و به همین علت است که او با دیدن زنان دیگر، یک مقایسه جنسی میان آن‌ها و همسر خود صورت می‌دهد و میل جنسی‌اش بشدت بالا می‌رود

اما مشکل اینجاست که وقتی وارد خانه می‌شود، دیگر میل چندانی به برقراری رابطه زناشویی با همسر خود ندارد!

 

یکنواختی، یکی از دلایل تنبلی
 

خطری که روابط زناشویی را تهدید می‌کند این است که هر اندازه روابط زناشویی میان زن و شوهر بیشتر می‌شود، انجام آن نیز یکنواختتر به نظر می‌رسد.

در چنین شرایطی زنان درصدد کسب لذات بیشتری می‌شوند و اگر محجوب و وفادار به شوهرشان نباشند، به سوی مرد دیگری متمایل می‌شوند تا رابطه جدیدی را تجربه کنند. این گونه است که خیانت زن به شوهر شکل می‌گیرد.

بدیهی است اگر مرد دارای سلاحی مجهز جهت دفاع از خودش نبوده و نتواند فانتزی جدیدی را در ذهن خود نسبت به همسرش ارائه دهد، مسلماً رابطه جنسی یکنواخت تر جلوه خواهد کرد.

اگر زن نیز در برابری و هماهنگی جنسی مرد دچار یکنواختی شود، از جهت دیگر، مرد در طلب موارد فانتزی جدیدی خواهد بود و به همسر خود خیانت خواهد کرد.

با این تفاسیر برای جلوگیری از هم پاشیدگی بنیان خانواده، مردان در هر شرایط سنی که باشند، وظیفه دارند نیاز جنسی همسرشان را برآورده سازند.

مرد اگر تصور می‌کند که توانایی و انرژی جنسی لازم را ندارد، باید با همراهی یک مشاور خانواده مشکل ذهنی خود را حل کند وگرنه او با ناتوانی جنسی‌اش زمینه بروز خیانت زن و یا شکلگیری سایر مشکلات زناشویی را فراهم نموده است.

مردان باید بدانند که هم زنان بسیار وفادار ، هم زنان بی‌وفا و هم حتی زنان خیابانی طالب مردی هستند که همیشه از نظر جنسی قدرتمند بوده و حاکمیت خویش را اثبات نماید.

در واقع تخت روان جنسی زندگی در روی شاسی قوی و نیرومند مرد استوار شده است و اگر این شاسی مقاوم، محکم و مطمئن باشد، مسلماً حرکت تخت روان نیز راحت‌تر خواهد بود.

در غیر این صورت، زن و شوهر برای حفظ زندگی مشترک خود و جلوگیری از خیانت احتمالی، بهتر است به کمک مشاور خانواده، تکنیک‌های افزایش میل جنسی را فرا بگیرند و به کار برند وگرنه قطعاً زمینه بروز اختلافات زناشویی و یا خیانت همسر خود را فراهم خواهند ساخت.
منبع : ممتاز نیوز / بازنشر نی نی بان
 
 

ویژگی های شخصیتی مهم برای ازدواج

ویژگی های شخصیتی مهم برای ازدواج

6 ویژگی مهم شخصیتی برای انتخاب همسر

ویژگی های شخصیتی همسرم اینچنین است
"آنجلیس" نویسنده کتاب تو آن گمشده ام هستی ، شش ویژگی شخصیتی را به عنوان معیارهایی مثبت انتخاب همسر توضیح می دهد:

 - تعهد به رشد خود و بهبود زندگی مشترک:
منظور این است که فرد مورد نظر شما می کوشد علاوه بر داشتن برنامه های مشخص برای رشد و پیشرفت خود برای بهبود زندگی مشترک از همه امکانات و منابع استفاده کند و بر آگاهی های خود بیفزاید. او برای این کار کتاب می خواند، نوارهای تربیتی گوش می دهد، در کلاس ها و جلسه های آموزشی ثبت نام می کند و در صورت لزوم از روان شناسان کارآزموده راهنمایی و کمک می گیرد.

 - بازبودن روحی و احساسی:
 کسی که از نظر روحی و احساسی باز و صمیمی است ویژگی های زیر را دارد: احساس دارد، از احساس خود آگاه است، می خواهد احساس خود را با شما در میان بگذارد و می داند که چگونه احساس خویش را بیان کند.
- صداقت:
 صداقت با اعتماد مبادله می شود. هرچقدر شما راستگوتر باشید، بیشتر از اعتماد طرف مقابل برخوردار می شوید. صداقت ضروری ترین و مهم ترین جزء یک رابطه سالم است.

- پختگی و مسئولیت پذیری:
  اگر با کسی ازدواج کنید که ناپخته و مسئولیت ناپذیر است، به جای همسر، کودکی را به فرزند خواندگی پذیرفته اید. فرد بالغ می تواند با کار، تغذیه سالم، نظم و رعایت بهداشت از خود مراقبت کند و شخصیت خویش را رشد دهد.

- اعتماد به نفس بالا: 
 کسی که خود را باور ندارد، نمی تواند صادقانه به دیگری محبت کند و تکیه گاه او باشد. آنهایی که احساس بی ارزشی می کنند انسان هایی آسیب پذیر، شکننده و پیش بینی ناپذیرند.

- نگرش مثبت به زندگی:
 آدم های مثبت، به توانایی های خود برای بهتر ساختن اوضاع و شرایط اعتماد دارند، در هنگام بروز مشکلات، تهدیدها را به فرصت ها تبدیل می سازند و به جای پیدا کردن مقصر به راه حل ها می اندیشند. آنها افراد خوشبینی هستند که باور دارند آینده خود و زندگی مشترکشان روشن است.

معیارهای اصلی و اساسی انتخاب همسر را بشناسید

عوامل دیگر هم مهم است
همچنین مهمترین عوامل مؤثر در ازدواج موفق که باید مد نظر داشته باشید عبارتند از:

رشد عاطفی و فکری: در زمینه رشد عاطفی و شناختی، آنچه به نظر لازم و ضروری می رسد این است که زن و مرد فرق زیادی از نظر طرز تفکر وسلیقه نداشته باشند چون در این صورت با هم توافق نخواهند کرد.

رشد اجتماعی نیز با رشد فکری عاطفی رابطه دارد چون فردی که از نظر اجتماعی رشد کرده طرز سازش و همکاری را با افراد بهتر می داند و به محدودیتهای خود واقف است، انتظارات اجتماعی را درک می کند و از بحران های دائمی زندگی جلوگیری می کند. به عبارت دیگر پختگی روانی و رشد اجتماعی عاطفی باعث می شودکه همسران معایب یکدیگر را بپذیرند، نقایص یکدیگر را بپذیرند، نقایص یکدیگر را به رخ هم نکشند و در حالات مختلف انعطاف پذیری داشته و واکنش مناسب نشان دهند.

تشابه علائق و طرز تفکر: باید قبل از وارد شدن به زندگی زناشویی مخصوصاً در دوران نامزدی در موضوعات مهم زندگی توافق نظر وجود داشته باشد. ثابت شده است که توافقهای زیاد قبل از ازدواج روابط بعد از ازدواج را نیز محکم تر کرده و معنی و مفهوم بهتری به زندگی زناشویی می دهد. مثلاً چقدر در مورد سیاست، اختلاف نظر یا توافق وجود دارد یاهر دو به یک اندازه اجتماعی و معاشرتی هستند و یا اهل کتاب، مطالعه و بحث هستند. واقع بین بودن طرفین در حدلازم، خسیس و محافظه کار بودن یا ولخرج بودن هم مواردی است که باید در نظر گرفتهشود. البته باید خاطر نشان شود که همیشه انتظار نمی رود که زن و شوهر در همه مواردبا یکدیگر توافق کامل داشته باشند ولی برای این که خانواده سعادتمند و مستحکم شود توافق کلی در بیشتر قسمتهای زندگی لازم و ضروری است.
عقاید مذهبی: امروزه عقاید مذهبی به قدری در سعادت کانون خانوادگی اهمیت دارد که روانشناسان و متخصصین علوم تربیتی ازدواج افراد از مذاهب مختلف را غیرعاقلانه میدانند به خصوص اگر زن و مرد هر دو به عقاید مذهبی خود ایمان کامل داشته و انعطاف ناپذیر باشند. صرف نظر از اختلاف نظر در موازین و عقاید مختلف که در مذاهب وجود دارد تربیت کودکان بر حسب عقاید، موضوعی است که اکثراً اختلاف زناشویی را باعث میشود. ثابت شده است اعتقادات و نگرش های زن و مرد، اکثراً پس از ازدواج ادامه می یابد و حتی اگر زن و شوهر از یک مذهب ولی دارای اعتقادات و دید فلسفی متفاوت نسبت به اصول و موازین مذهبی خود باشند مثلاً یکی از آنها متعصب و به اصطلاح معتقد به اصول و فروع دین بوده و دیگری بی اعتقاد به موازین فوق باشد باز هم منجر به اختلاف عقیده شده و مسائل دیگر زندگی را تحت الشعاع قرار میدهد. به هر صورت بهتر است که قبل از واردشدن به زندگی زناشویی، زن و مرد این مطلب را مورد تعمق قرار دهند و مشکلات حاصله از آن را در نظر بگیرند.

تشابه تحصیلی و طبقاتی: به طور کلی توصیه جدی می گردد که دختران و پسران جوان، از ازدواجی که در آن اختلاف تحصیلی و طبقاتی خیلی زیاد است اجتناب کرد. زیرا هر چه زوجین از جهات مختلف با هم شباهت بیشتری داشته باشند امکان خوشبختی و سعادتمندی آنان، افزایش خواهد یافت.

تشابه علاقه به زندگی زن و شوهر بایستی به زندگی و به ویژه ادامه زندگی زناشویی خود علاقه مند باشند. لازم است در جهان بینی طرفین، تمایل به بقا و لذت بردن از زندگی وجود داشته باشد. چنانچه یکی از زوجین علاقه زیادی به زندگی نداشته باشد و زیر بار مشکلات عاطفی، اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی و شغلی قد خم کرده باشد و در گفت وگوهای خود از پوچی زندگی و .... نام ببرد در وضعیت روانی طرف مقابل خود نیز خلل وارد می سازد.

در حالی که شور و شوق زندگی، انجام فعالیتهای روزمره، امید به آینده و پیشرفتهای آن، پرورش فرزندان و بزرگ کردن آنان ولذت بردن از کانون گرم خانواده، زندگی و گذر عمر را برکام زوجین گوارا می سازد.
منبع: تبیان / بازنشر : بیتوته
 
رابطه جنسی
مشاوره ازدواج،مشاوره جنسی
آموزش زناشوئی
آموزشهای جنسی
مشاوره جنسی،مشاوره آنلاین
فیلم رابطه جنسی
رابطه جنسی
رابطه جنسی
امکانات فوق شامل خریدارای سی دی مقالات سایت و مجموعه آموزشی زوج خوشبخت نیز می شود