ازدواج و آموزش مسائل جنسی و روابط زناشوئی

ازدواج و آموزش مسائل جنسی و روابط زناشوئی

آموزش رابطه جنسی و بررسی مسائل زناشوئی و ازدواج
ازدواج و آموزش مسائل جنسی و روابط زناشوئی

ازدواج و آموزش مسائل جنسی و روابط زناشوئی

آموزش رابطه جنسی و بررسی مسائل زناشوئی و ازدواج

آیا ارگاسم شدن در خواب ضرر دارد


آیا ارگاسم شدن در خواب ضرر دارد

آیا ارضا شدن در خواب ضرر دارد

 آیا جنب شدن یا ارگاسم و یا ارضا شدن در خواب ضرر دارد؟ آیا غیر طبیعی است؟
آیا ارگاسم و انزال در خواب ضرر دارد؟

سئوال: من و همسرم هر دو سی و چند ساله هستیم و همدیگر را هم دوست داریم و در هفته، چند بار رابطه جنسی داریم. البته اگر من رابطه را آغاز نکنم او به سراغ من نمی آید. به تازگی، او به من گفته که طی سال گذشته در خواب به دفعات تحریک و محتلم می شده و این موضوع ادامه هم دارد. من خیلی تعجب کردم، آیا این موضوع در اثر استرس بوجود آمده و یا به مسائل هورمونی مربوط می شود، چون در محیط کار تحت فشار قرار دارد. او از این موضوع بسیار ناراحت است. من هم نگرانم و هر کاری بتوانم انجام میدهم که این رویاهای شبانه را متوقف کنم.

جواب: ضمیر ناخود آگاه همسرتان راغب است که، از تمایلات جنسی ناخود آگاه شبانه ای که دارد، لذت ببرد. این موضوع طبیعی است( البته بسته به درجه آن)، اغلب مردم در دوره های مختلف زندگی خود تجارب مشابهی دارند. بخاطر داشته باشید، اصلا درست نیست که بعنوان موجوداتی فهیم و برخوردار از آگاهی، به همسرتان و یا توانایی خودتان، در برطرف کردن خواسته های جنسی همسرتان مشکوک باشید.

تحریک جنسی درخ واب چه زماین اتفاق می افتد


 تحریک شدن در خواب، و احتلام شبانه معمولا زمانی اتفاق می افتد که، تناوب رابطه جنسی و بیدار شدن حس جنسی یا به عبارتی برانگیختگی جنسی، بخصوص بصورت روحی و احساسی کم بوده و فاصله بین برقراری رابطه جنسی زیاد باشد. استرس کاری همسر شما دومین مضنون و می تواند مسبب این اتفاق، باشد. همچنین ممکن است بدن او و تصویر ذهنی او از بدن و توان جنسی اش او را به استرس وا می دارد، و یا برای آنچه که باید بتواند در رابطه جنسی انجام دهد و عدم موفقیت در انجام وظیفه ای که دارد، نگران است.

 بسیار  مهم است که شما و همسرتان، هر دو یاد بگیرید که منتقدانه نگاه کردن به خودتان، چه از لحاظ فیزیولوژی بدن و چه از لحاظ روان و احساسات جنسی، هیچ نفعی برای شما نخواهد داشت. طرح سوالات فیریولوژیک بدنی و جنسی و فرایند های روانشناسی، و محاکمه بدن و روان تان، و ساخت تصویری ذهنی از ناتوانی ها و حتی عیوبتان، به هیچ وجه مفید نبوده، و به اعتماد به نفس شما، چه در مسائل جنسی و چه در ارتباطات کاری و اجتماعی صدمه خواهد زد.
 و به مراتب بهتر است که بپذیریم، بسیاری از عملکردهای فیزیولوژیک و احساسات ما فرا تر از دسترسی مستقیم و سطح آگاهی است که ما بتوانیم بر روی آنها کنترل آگاهانه داشته باشیم. ولی ما به صورت غیر مستقیم، با عدم تمرکز بر روی آنچه نگران آن هستیم که رخ بدهد و تمرکز بر توانایی هایی که داریم و اعتماد به نفس، می توانیم توانایی های نا خودآگاه و به تبع آن، عملکرد های مرتبط با آن را بهبود بخشیم.

شما می توانید با نشان دادن پذیرش خود، به همسرتان کمک کنید، و به او اجازه دهید که مشکلات و دغدغه هایی که باعث بروز مشکل شده را ( چه از طرف خودش و چه از طرف شما ) بازگو کند. این گفتگو ها به شما کمک خواهد کرد که، مسئله را در همین سطح حل کنید و در غیر این صورت باید به پزشک متخصص مراجعه کنید.
اما در برخی روابط که زوجین، علی رغم رابطه زناشویی با همدیگر بیگانه اند. عدم پذیرش شما و نگرانی شما از موضوعات جنسی بوجود آمده، ممکن است به نگرانی همسرتان درباره ناتوانی جنسی اش و یا طول و کیفیت رابطه جنسی که با شما دارد افزوده، و عدم برآوردن خواسته شما منجر به ایجاد استرس در او گردد. پس بهتر است همانگونه که، در روابط جنسی پیش قدم بودید، این بار هم شما باب گفتگو را برای از بین بردن استرس های همسرتان شروع کنید.
منبع : پورتال سیمرغ

 

 
رابطه جنسی
مشاوره ازدواج،مشاوره جنسی
آموزش زناشوئی
آموزشهای جنسی
مشاوره جنسی،مشاوره آنلاین
فیلم رابطه جنسی
رابطه جنسی
رابطه جنسی
امکانات فوق شامل خریدارای سی دی مقالات سایت و مجموعه آموزشی زوج خوشبخت نیز می شود

عاقبت ازدواج شتابزده


عاقبت ازدواج شتابزده

عاقبت عجله در ازدواج

بیست و دوساله بودم که دلباخته یکی از همکلاسی هایم شدم. او از یکی از استانهای بسیار دورتر از ما بود و من هیچ شناختی از وی نداشتم. اما آنچنان شیفته رفتار و ظاهرش شدم که علی رغم مخالفت زیاد والدین با دختر مورد علاقه ام ازدواج کردم.دانشجو بودم و بیکار و نیازمند حمایت هر دو خانواده.
از آنجا که هردو طرف با این ازدواج مخالف بودند کمک چندانی دریافت نمی کردیم و همین مشکلات مالی باعث شد که همسرم بسیار بی تابی کند و در کمتر از یک ماه بنای ناسازگاری گذاشت. اختلافات فرهنگی میان ما هم بیداد می کرد. او دختری از یک خانواده شلوغ و پر رفت و آمد بود که هیچ توجهی به اوضاع اقتصادی مان نداشتند و من متعلق به خانواده ای بسیار کم جمعیت.
توقعات زیادی که از من وجود داشت و بی فکری ها وپرتوقعی های زیاد خانواده همسر و همسرم باعث شد که روز به روز مشکلات ما جدی تر شود و تنها چند ماه بعد از ازدواج از هم جدا شدیم.
چند سال بعد در حالی که بیست و شش سال بیشتر نداشتم، در محل کار با دختر خانمی سی و چهار ساله آشنا شدم که مرتبه شغلی بسیار بهتری از من داشت. باز هم علی رغم مخالفت خانواده با وی ازدواج کردم خصوصا که چون ایشان چند سال هم از من بزرگتر بود.
خیلی سریع وارد زندگی مشترک شدیم. روزهای اول خوب پیش می رفت اما به مرور تفاوتها خود را نشان داد چرا که فرصت چندانی برای شناخت هم صرف نکردیم و کمتر از دوماه بعد از آشنایی وارد زندگی مشترک شدیم.
از آنجا که همسرم سنش رو به افزایش بود خیلی سریع مرا تحت فشار قرار داد تا صاحب فرزند شویم. خیلی زود صاحب فرزند شدیم اما هر چه از رابطه مان می گذشت به جای اینکه به هم نزدیکتر شویم دورتر می شدیم. همسرم چون موقعیت شغلی خوبی داشت درآمدی تقریبا دوبرابر من داشت و به همان اندازه توقعاتش هم از من زیاد بود. هر کاری می کردم مرا بچه می پنداشت و هیچ رفتار و تصمیم مرا جدی نمی گرفت. در عمل به مرور تبدیل به مترسکی شده بودم که فقط حضور فیزیکی در خانه داشتم. کم کم احساس کردم دخترمان هم با من مانند یک پدر رفتار نمی کند و تحت تاثیر رفتارهای مادرش حرمت مرا حفظ نمی کند. از این وضعیت خسته شده بودم و در نهایت بعد از شش سال زندگی مشترک به صورت توافقی از هم جدا شدیم.
یک سال بعد از جدایی از همسر دومم، از فرط تنهایی به فضای مجازی پناه بردم و با دختر خانمی آشنا شدم . در ابتدا رابطه ما فقط از روی سرگرمی بود اما کم کم وابسته او شدم و قرار ملاقات حضوری گذاشتیم. مدتی هم با هم ارتباط داشتیم تا شناخت کسب کنیم.
بعد از مدتی احساس کردم مورد خوبی برای ازدواج است و از آنجا که دیگر خانواده ام خیلی کاری به من نداشتند خودم تصمیم به ازدواج با وی گرفتم و به او پیشنهاد ازدواج دادم.

روابط ما نزدیکتر شد و بیشتر رفت و آمد داشتیم تا اینکه در طی این ارتباطات متوجه شدم او در همان زمان با چند مرد جوان دیگر هم در فضای مجازی ارتباط دارد و دایما با آنها قرار ملاقات و تفریح و کوهپیمایی و .. می گذارد. وقتی به او اعتراض کردم عنوان کرد که این ارتباطات فقط کاری است و البته ارتباطات کاری وی به من هیچ ارتباطی ندارد.
از او بسیار دلسرد شده ام و دیگر هیچ تمایلی به ازدواج با وی ندارم.
از زندگی خسته و سرخورده شده ام. دیگر به هیچ زنی اطمینان ندارم .نمی دانم چرا این قدر در ازدواج و انتخاب همسر بدشانس هستم.
نکته ها
- مهم ترین برتری انسان بر دیگر آفریده ها برخورداری از گوهر ارزنده عقل است.

- کارکرد خرد اندیشیدن و آینده نگری است. کسی که بدون بهره گیری از تدبیر و خرد و با شتابزدگی عمل می کند و از عقل بهره ای نمی برد قطعا در گرداب پشیمانی و افسوس سرنگون می شود.
- ازدواج در کنار تولد و مرگ یکی از سه رویداد بزرگ زندگی و سرنوشت ساز آدمیان است که برخلاف آن دو، در دایره اختیار قرار دارد. انتخاب خردمندانه همسر نخستین و مؤثرترین گام در مسیر زندگی مشترک است. امام صادق (ع) به مردم یادآور می شوند که با توجه به اثرگذاری درازمدت پیوند زناشویی، همسر خود را با بررسی کامل برگزینند .
- با این توضیحات، عقل و دین نمی پذیرد که انتخاب های بدون بررسی و دقت را به عاملی موهوم به نام بخت و شانس نسبت دهیم، و این گونه اشتباهات و بی تدبیریهای خود را توجیه کنیم.
باربارا دی آنجلیس در کتاب «آیا تو آن گمشده ام هستی» می نویسد:
"در طی سال ها کار با هزاران مرد و زن و نیز تجزیه و تحلیل زندگی خود چنین دستگیرم شده است: اگر مواظب باشیم گرفتار یک یا چند اشتباه از خطاهای زیر نشویم، می توانیم مانع از بخش بزرگی از رنج، دل شکستگی و یأسی شویم که در عشق تجربه می کنیم. خطاهای ما در زمان انتخاب به این قرارند:
- پرسش های کافی نمی پرسیم؛
- نشانه های هشداردهنده را نادیده می گیریم؛
- توافق های ناپخته و شتابزده می کنیم؛
- اسیر هوس و شهوت خود می شویم؛
- فریب مادیات را می خوریم؛
- و نفس ازدواج کردن برایمان مهم است نه اینکه با چه کسی ازدواج می کنیم!
روان شناس دیگری به نام دکتر «نیل کلارک وارن» هفت علت مهم شکست در ازدواج ها را با تأکید بر پژوهش های خود یادآور می شود و می نویسد: اگر کسی به هنگام انتخاب به این علت ها توجه کند، با 81 درصد اطمینان می توان گفت در زندگی مشترک خود دچار مشکل نخواهد شد:
- تصمیم عجولانه در ازدواج
- ازدواج در سن پایین
-اشتیاق بیش از حد دختر و پسر یا هر دو به ازدواج
- انتخاب همسر برای راضی کردن دیگران
- شناخت ناکافی از یکدیگر
- انتظارات غیر واقع بینانه
- مسائل رفتاری و شخصیتی حل و فصل نشده
در یادداشت حاضر نیز مشاهده کردید که این آقا در مورد اول، بدون توجه به تفاوتهای فرهنگی، عدم بلوغ اقتصادی ،سن کم، مخالفت خانواده و ..بر ازدواج اصرار ورزید و بلافاصله نیز با مشاهده مشکلات ارتباطی و اقتصادی و بدون تلاش برای حفظ زندگی مشترک، اقدام به جدایی نمودند.
در مورد دوم نیز بدون توجه به اختلاف سنی معکوس و بدون توجه به ویژگی های روحی این خانم و ویژگی های زن سالاری که داشته، علی رغم مخالفت خانواده ها باز هم بدون گذراندن دوران شناخت، شتابزده وارد جریان ازدواج شدند و در نهایت هم با وجود اینکه شاهد مشکلات جدی ارتباطی بودند، طفلی بی گناه را به این دنیا آوردند و پس از مدتی کوتاه بدون تلاش برای یافتن راهی جهت حفظ زندگی زناشویی ، برای جدایی اقدام نمودند.
و از همه بدتر اینکه برای فرار از تنهایی به فضای مجازی پناه برده واز این مجرا در صدد انتخاب همسر برآمدند و بدون توجه به غیر قابل اعتماد بودن این فضا برای چنین انتخابی سرنوشت ساز، باز هم تصمیم به ازدواج گرفتند.
و سرانجام، این سخن این آقا که «من مرد بدشانسی هستم و در انتخاب همسر بخت یارم نیست» ما را به یاد بیتی رسا از پروین اعتصامی می اندازد:
دیوانگی است قصه تقدیر و بخت نیست
از بام سرنگون شدن و گفتن این قضاست
منبع: سایت تبیان
 
رابطه جنسی
مشاوره ازدواج،مشاوره جنسی
آموزش زناشوئی
آموزشهای جنسی
مشاوره جنسی،مشاوره آنلاین
فیلم رابطه جنسی
رابطه جنسی
رابطه جنسی
امکانات فوق شامل خریدارای سی دی مقالات سایت و مجموعه آموزشی زوج خوشبخت نیز می شود